۰۹/۱۱/۱۷

حمایت از کارگران زندانی هفت تپه

حمایت از کارگران زندانی، حمایت از همه کارگران است! / علي نجاتي، رييس هيئت مديره سنديكاي هفت تپه


کارگران!
همه می‌دانند که کارگران هفت تپه در چند سال اخیر برای به دست آوردن مطالبات خود بارها دست به اعتراض و اعتصاب زده‌اند. از جمله‌ی این خواسته‌ها، دریافت حقوق معوقه و پرداخت به اندازه‌ی اضافه کاری و حق ایجاد تشکل مستقل کارگری بوده است.
ما می‌دانیم برای به دست آوردن مطالبات و خواسته‌های خود چاره‌ای جز اتحاد و دست‌یابی به تشکل مستقل از کارفرما و دولت نداشته و نداریم.

ما بنا به تجربه‌ی کسب شده توسط خودمان و تجربیات ِ هم طبقه‌ای‌هایمان در ایران و دیگر نقاط دنیا دریافتیم که چنانچه امکانی برای دفاع از حقوق کارگران باشد باید از آن تا جایی که به ضد خودش تبدیل نشود استفاده کرد اما بسیاری از نهادها و سازمان‌های جهانی که به نام کارگران و در ظاهر برای دفاع از حقوق ما بنا شد‌ه‌اند بیشتر به سرابی شبیه هستند که کارگران را دل‌خوش کنند و به زبان ساده‌تر کارگران را گول بزنند تا به جای تکیه به نیروی خودشان و هم طبقه‌ای‌هایشان امیدهای بیهوده وتوهم به آنان داشته باشند. ازطرفی در داخل کشور سال‌هاست که کارگران مجبور شده‌اند تا فقط و فقط تشکلی به نام شورای اسلامی کارداشته باشند.
وقتی نمایندگان کارگران، اساس‌نامه و عملکرد این تشکل باید مورد تایید دولت و حتا کارفرما باشد دیگر چگونه می‌توان امید داشت که این تشکل از حقوق کارگران دفاع کند؟ زیرا کارفرماها و سیستمِ پشتیبان آنها، نمي‌خواهند که حق و حقوق کارگران به آنان برسد. کارگران هیچ چاره‌ای ندارند جز این‌که به نیروی خود و دیگر کارگران تکیه کنند و تشکل‌های مستقل کارگری خود را بنا کنند. هر وقت کارگر یا کارگرانی در هر کجا دچار مشکل می‌شوند به جز کمک گرفتن از حمایت و نیروی کارگری نمی‌توان مشکلات را برطرف کرد.
در نامه‌ی پیش گفته بودم که اکنون نمایندگان کارگران هفت تپه، فقط و فقط به خاطر ایجاد تشکل مستقل کارگری و دفاع از مطالبات بر حق کارگران هفت تپه، زندانی هستند و طبیعتاً خانواده‌های آنان در این مدت شش‌ماهه نیاز به حمایت از طرف کارگران دیگر دارند.
من روی حمایت مادی - معنوی توسط کارگران و نه جاهای دیگر تاکید میکنم. زیرا اعتقاد دارم این کارگران هستند که باید به داد ِ هم طبقه‌ای‌هایشان برسند. به قول معروف این شتری است که در خانه‌ی همه‌ی ما می‌خوابد، و ما کارگران به جز یکدیگر کسی را نداریم.

کارگرانی که خواهان ِ حمایت از این پنج نفر و خانواده‌هایشان هستند می‌توانند به هر اندازه که درتوان‌شان است، از طریق شماره حساب بانکی این‌جانب ( به شماره 0302895180008 سیبا- بانک ملی ایران شعبه هفت تپه کد6579 به نام علی نجاتی)، کمک‌های مادی خود را واریز کنند.
به نظر من، بعد از سال‌ها اکنون تجربیات کارگری به آن اندازه‌ای هست که بتوان به عنوان یک سنت کارگری این موضوع را جا انداخت که هر گاه کارگرانی در جایی به مشکل برمی‌خورند این کارگران هستند که لازم است از یکدیگر حمایت کنند.
ما در هفت تپه، بنا به مسولیتی که کارگران در انتخابات و مجمع عمومی در آبانماه 87 بر دوش‌مان گذاشتند به عنوان نمایندگان آنان تلاش کردیم که از حقوق و مطالبات آنان دفاع کنیم.
ما متهم به تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی شدیم. همه می‌دانند که ما به جز خواسته‌های کارگری، مطالبات دیگری نداشته‌ایم. ما را به زندان محکوم کردند. هم‌اکنون چهار نفر ازاعضای هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در زندان دزفول محبوس هستند و من که نفر پنجم باشم از روزهای آینده در جمع ِ آنان خواهم بود و ایام حبس من اغاز خواهد شد.
من می‌دانم که ما در طول این مدت فعالیت در کارمان نقاط قوت و ضعف ِ بسیار داشته‌ایم. من شخصاً همیشه از دریافت ِ تجربیات کارگری دیگر و نیز انتقادات سازنده، استقبال کرده‌ام. هنوز هم امید دارم که کارگران دلسوز با نظرات خود کمکی برای تقویت فعالیت‌های کارگری ما باشند. البته بسیاری اوقات هم به جای نقد، یعنی بررسی نقاط قوت و نقاط ضعف و از همه مهم‌تر پیشنهاد راه‌های عملی و شدنی برای پیش‌برد مبارزات‌مان، نظراتی شنیده‌ایم که آن‌چنان در فضای غیر واقعی و بهتر بگویم تخیلی طرح شده‌اند که هیچ‌گونه امکان پیاده کردن این نظرات در دنیای واقعی و به دست کارگران وجود نداشته است. اگرچه از طرفی نظرات و تجربیات دوستان ِ بسیاری برای ما بسیار سازنده بوده است.
امیدوارم در این مدت شش ماهه، علاوه بر کمک‌های مادی، و از آن مهم‌تر برای حمایت‌های معنوی از نمایندگان کارگران هفت تپه، تمام کارگران و فعالان دلسوز با دوری کردن از هرگونه مباحث حاشیه‌ای، با اتحاد هر چه بیش‌تربا تمام نیروی خود برای دفاع از حقوق کارگران هفت تپه و نمایندگان محبوس آنان تلاش کنند. نباید گذاشت که این دوره‌ی حبس، بدون ِ اعتراضات ِ کارگران در هر کجا به زندانی شدن این چند نفر و دیگر کارگران زندانی از جمله آقایان اصانلو [اسالو] و مددی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد، بگذرد. ما در زندان، اخبار ِ اقدامات شما را خواهیم شنید و از آن دل‌گرمی خواهیم گرفت.

با تلاش برای اتحاد هرچه بیشتر کارگران
علی نجاتی
رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
21 آبانماه 1388
شوش – خوزستان - ایران

[اين نامه، و هم‌چنين نامه پيشين علي نجاتي، در سايت اخبار روز و سايت موج سبز آزادي منتشر شده است.]

از وبلاگ اینجا و اکنون

شماره حساب برای کمک به آسیب‌دیدگان حوادث بعد از انتخابات

منبع: کلمه - شماره حساب جدید برای پرداخت اینترنتی کمک به آسیب‌دیدگان حوادث بعد از انتخابات اعلام شد.
در پی استقبال مردم برای کمک به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و تعدد مراجعه‌کنند گان به بانک، برای سهولت در کمک‌رسانی و رفع مشکل صدور فیش بانک شماره حساب جدیدی اعلام شد.
با شماره حساب سیبای جدید امکان پرداخت اینترنتی کمک به آسیب‌دیدگان فراهم شده است.
مردم نوع‌دوستی که خواهان کمک به آسیب‌دیدگان حوادث بعد از انتخابات هستند می‌توانند کمک‌های نقدی خود را به شماره حساب سیبای بانک ملی ۰۲۰۱ ۶۱۴ ۲۱۶ ۰۰۹ که به نام «مجتمع نیکوکاری شهیدان رحمانی» است واریز نمایند.
توضیح من: شماره حساب کمیته کمک به آسیب‌دیدگان که موسوی و کروبی تشکیل داده بودند (با مسئولیت بهشتی و الویری) هم به نام همین مجتمع نیکوکاری شهیدان رحمانی بود.

از وبلاگ بهمن آقا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

لینک مفید:
جنبش سبز رو درروی انحلال بشر در سود و زور


۰۹/۱۰/۱۷

جایزه صلح نوبل برای اوباما: پای تا سر شکمان تا شبشان شاد و آسان گذرد

سبز اگر سبز باشد ثمر سرخ خواهد داد! بعد از مدتی دوری می‌بایست چند کلمه‌ای، حتی اگر شده با عجله، این جا بنویسم.
پاییز است و می‌بینیم: در طبیعت هم سبز همیشه سبز نمی‌ماند، سبز واقعی سرخ خواهد گشت.

اوباما نشان داد که «بله ما می‌تونیم» یا خودمونی‌تر: «ما اینیم».
جایزه صلح!؟ اوباما مشتی است که عقب میرود تا با قدرت بیشتری فرود آید. می‌گویم خدا رحم کند، یک جایزه نوبل هم دادند دستش که با ضربت شدیدتری بر سر مردم ب
یچاره بکوبد.

شنیدم چندی پیش پیشنهاد شد حق عدم گرسنگی را هم به اصول حقوق بشر اضافه کنند که با مخالفت آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی مواجه شد! نه آبرویی برای جایزه صلح گذاشته‌اند و نه دیگر رحمی به بشر و حقوقش دارند. سرمایه‌داری هارتر از همیشه ‌است.
یک میلیاردنفر در جهان از گرسنگی مفرط رنج می برند. هر ساعت چندین کودک از گرسنگی می‌میرد. و این کثافت‌های مدعی (بیزنس) حقوق بشر معتقدند که یک لقمه نان حق بشر نیست!


باد می‌گردد
باد می‌گردد و در باز و چراغ است خموش

خانه‌ها يکسره خالی شده در دهکده‌اند.
بيمناک است به ره بار به‌دوشی که به پل
راه خود می‌سپرد
پای تا سر شکمان تا شبشان

شاد و آسان گذرد.
بگسليده‌ست در اندوده‌ی دود
پايه‌ی ديواری
از هر آنچيز که بگسيخته است
نالش مجروحی
يا جزعهای تن بيماری‌ست
و آن که بر پل گذرش بود به ره مشکل‌ها
هر زمان مينگرد
پای تا سر شکمان تا شبشان
شاد و آسان گذرد.
باد می‌گردد و در باز و چراغ است خموش
خانه‌ها يکسره خالی شده در دهکده‌اند.
رهسپاری که به پل داشت گذر می‌استد
زنی از چشم سرشک
مردی از روی جبين خون جبين می‌سترد.
نیما یوشیج

۰۹/۸/۱۰

نامه کروبی به هاشمی رفسنجانی

نامه کروبی به هاشمی درباره تجاوز به زندانیان دختر و پسر

این نامه را کروبی ۱۰ روز پیش برای هاشمی نوشته بوده و ده روز برای علنی کردنش صبر کرده. موضوع اصلی نامه هم تجاوز به زندانیان در بازداشت‌گاه‌هاست.

حضور محترم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری

با سلام و احترام

بعد از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری، حوادث تلخی به وجود آمد که به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوی جنابعالی، هم از سوی افراد، گروه‌ها و رسانه‌های مختلف به آن پرداخته شد.

از دستگیری‌های بی‌حساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان این کشور، از حمله به خانه‌های مردم تا فاجعه خونین کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشت‌انگیز حتی با خانم‌ها در سطح خیابان‌های شهر- که تاکنون سابقه نداشته است- رخ داد که بسیار قابل تامل و پیگیری است. آنچه در این میان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای شناعت‌آمیز است که اگر به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شده‌اند، نشنیده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قریب به نیم قرن سردی و گرمی روزگار را چشیده‌ایم سخت بود.

از برخوردهای خشن و بی‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قریب به ۴۰ روز همچنان اوضاعشان غیرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است.

هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نثار نوامیس بازداشت‌شدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهایی که در فرهنگ دینی و اسلامی هیچ یک از گروه‌ها جایی ندارد و نشان‌دهنده آن است که افرادی برای این کار استخدام شده‌اند که حتی با اصول بدیهی اسلام آشنایی ندارند و البته شایعاتی نیز مطرح شده که فعلا به آن نمی‌پردازم.

احتمالا همانطور که مطلع هستید در این خصوص چندی پیش نامه‌ای خطاب به ریاست محترم قوه قضائیه ارسال کردم و جمعه هفته جاری همین نکات را به وزیر معزول اطلاعات یادآور شدم که روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.

اما موضوعی را شنیده‌ام که هنوز از آن بر خود می‌لرزم. در دو روز اخیر که این خبر را شنیده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو که خود را برای خواب آماده می‌کردم. به بسترم رفتم ولی خدا شاهد است که بدون ذره‌ای مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت ۴ بامداد که مجددا بلند شدم کمی قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب کمی آرامم کند، حتی نماز صبح را نیز خواندم و تا نزدیکی‌های طلوع آفتاب خوابم نبرد.

افرادی این مطالب را به من گفته‌اند که دارای پست‌های حساس در این کشور بوده‌اند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. این افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقی در زندان‌ها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعه‌ای است برای جمهوری اسلامی که تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین می‌کند که روی بسیاری از حکومت‌های دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد کرد.

گمان نمی‌کنم زندانیان دوران ۱۵ ساله مبارزات قبل از انقلاب که از افراد توده گرفته تا گروه‌های مسلح مبارز التقاطی تا اعضای نهضت آزادی و موتلفه و حزب ملل اسلامی که در زندان با هم زندگی کرده‌اند، دیده یا شنیده باشند.

اینجانب این مطالب را برای شما می‌نویسم و مصرانه می‌خواهم روی این قضیه اقدام و به صورتی که صلاح می‌دانید با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مطرح فرمایید و با جدیت پیگیر شود تا روشن گردد اگر چنین اتفاقی نیفتاده که ان‌شاءالله هم نیست و بعید می‌دانم باشد، اعلام شود، چرا که در همین جامعه امروز و توسط خود بچه‌های بازداشتی در رسانه‌ها و سایت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نیست آیندگان چه قضاوتی با شاخ و برگ دادن آن خواهند کرد. همچنان که جمهوری اسلامی و روحانیت مظلوم نیز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خدای ناکرده رخ داده باشد، سریع با عوامل آن در هر جایگاهی برخورد و اعلام شود تا در شرایط فعلی که بازار شایعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان که لازم است ترتیبی اتخاذ گردد تا این اقدام از سوی هیاتی عالیرتبه صورت گیرد تا افراد مورد بحث جرات بیان حقایق را داشته باشند چرا که شنیده‌ام تهدید شده‌اند که اگر مطلبی در این خصوص بیان نمایند، نابود خواهند شد.

جناب آقای هاشمی

اینجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و این همه فداکاری‌ها و شهادت‌ها و به قصد قربت الی الله، به‌رغم آنکه در شأن من نیز نمی‌باشد و به رغم همه مشغله‌ها و گرفتاری‌ها و به‌رغم آنکه می‌دانم به حیثیت اینجانب لطمه خواهد خورد، آماده‌ام مسوولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این حوادث و اخبار رسیده را بر عهده گیرم و تعهد شرعی می‌نمایم بدون حب و بغض و با رعایت کمال انصاف به بررسی و ارائه گزارش بپردازم.

اما موضوع مطرح شده از این قرار است:

عده‌ای از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌اند به طوری‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزیده‌اند.

با توجه به اهمیت مساله انتظار است این اقدام توسط هیاتی بی‌غرض و شفاف از طرف رئیس مجلس خبرگان رهبری مورد بررسی و پیگیری تا حصول نتیجه قرار گیرد. تا درسی برای آیندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشی از این دست ندهد تا آبروی نظام و امام و جمهوری‌اسلامی را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانیت را مخدوش نمایند. به عنوان آخرین مطلب نیز یادآور می‌شوم از این نامه دو نسخه تهیه گردیده که یکی مهر و موم شده برای جنابعالی ارسال و دیگری نزد بنده قرار دارد.

با آرزوی توفیق
مهدی کروبی
۷ مرداد ۸۸

بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب درباره دومین جلسه دادگاه متهمان کودتای مخملی

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

دومین جلسه همایشی که برآن نام دادگاه متهمان کودتای مخملی نهاده اند، روز گذشته برگزار شد. در این جلسه برخلاف انتظار همگان از متهمان سرشناس جلسه قبل خبری نبود و تعدادی دیگر از اصلاح طلبان و فعالان ستاد انتخاباتی آقای میرحسین موسوی و اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و جبهه مشارکت ایران اسلامی در کنار چند متهم به رابطه با سلطنت طلبان و سازمان منافقین و کارکنان سفارت خانه های خارجی نشانده شدند. در این همایش سیاسی بیانیه شماره دو تحت عنوان قسمت دوم کیفرخواست عمومی که در قوانین و عرف قضایی کشور سابقه ندارد، قرائت شد و طی آن همانند ادعانامه عمومی شماره یک، تحلیلی کاملاً مشابه افراطی ترین باندهای کشور قرائت شد.

ملت ایران پیش از این نیز شاهد برگزاری دادگاه هایی با گرایش سیاسی به نفع یک جریان خاص سیاسی بوده است اما بدون شک دادگاهی که نحوه تشکیل جلسات و اظهارات و حتی در گزینش و چینش متهمان چنان تابع گرایشات حاد سیاسی و جناحی برگزار کنندگان باشد که آنان را از رعایت بدیهی ترین موازین حقوقی غافل سازد، در تاریخ قضای ایران بی سابقه بوده است. در این شوی تأسف بار، اعضای تشکل های سیاسی رسمی و شناخته شده کشور که به اعتراف خود آقایان آن قدر در جامعه نفوذ و محبوبیت داشته اند، که توانسته اند در جلب حداقل 13 میلیون رأی برای کاندیدای خود نقش مؤثری ایفا کنند، در کنار متهمان به عضویت در گروه های سلطنت طلب و منافقین قرار داده شده اند تا به خیال خود افکار عمومی را به یکی بودن ماهیت متهمان قانع ساخته و زمینه های ذهنی و اجتماعی برخورد با مهم ترین و پر طرفدارترین احزاب کشور را فراهم آورند.

گرایش حاد سیاسی و عطش قدرت به برگزار کنندگان دادگاه اجازه نمی دهد این حقیقت را درک کنند که با قرار دادن کسانی که تمام سالهای دفاع مقدس را در جبهه های جنگ تحمیلی برای دفاع از کیان کشور و نظام گذرانده اند، و کسانی که سال های عمر خود را قبل و بعد از انقلاب صرف مبارزه برای آزادی و اعتلای این کشور کرده اند، در کنار متهمان به وابستگی به سلطنت طلبان و منافقان، بیش و پیش از هرچیز سند رسوایی ترتیب دهندگان این نمایش رسوا است و نشان می دهد که هدف اصلی این جماعت، کودتا علیه انقلاب و نظام و انتقام کشیدن از مبارزان و مجاهدان راه استقلال و آزادی و سربلندی این ملت بزرگ است. آنان با محاکمه فعالان ستاد میرحسین موسوی به اتهام براندازی، در واقع به جامعه پیام می دهند که هر تلاشی برای برگزاری انتخاباتی پر شور، مردمی، آزاد و قانونی را اقدامی علیه امنیت ملی و تلاشی برای براندازی تلقی می کنند. آنان با این اقدام عملاً به مردم می گویند که نظام را معادل خود می دانند و هر اقدامی در جهت کاهش قدرت و موقعیت خود را اقدام علیه نظام تلقی نموده با آن قاطعانه برخورد می کنند.

به راستی چه کسی گمان می کرد سرداران و جانبازان جنگ تحمیلی و مبارزان و مجاهدان سال های انقلاب، به جرم دفاع جمهوریت و اسلامیت نظام، روزی در کنار سلطنت طلبان و منافقان محاکمه شوند؟ و چه کسی تصور می کرد دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام و مقاومت در برابر جریان های اقتدار گرای استحاله طلب، روزی هم عرض طرفداری از سلطنت طلبان و منافقان تلقی می شود؟

چه کسی باور می کرد که روزی فراخواهد رسید که بیت شریف امام و نزدیک ترین و عزیزترین یاران امام، توسط کسانی که غالباًً مورد عتاب و انتقاد امام بودند، به حاشیه رانده شده و یا به همکاری و یا همراهی با بیگانه متهم شوند؟

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران برگزاری نمایش اسفبار محاکمه مجاهدان و مبارزان جبهه های انقلاب اسلامی و جنگ تحملی و اصلاح طلبان امروز را نماد گویا و واضحی از روند استحاله و تغییر ماهیت نظام تلقی کرده و با تمام توان خود در کنار شخصیت های نامدار انقلاب و نظام و مراجع آگاه و عالمان راستین دین و نیروهای سیاسی اصلاح طلب و همراه با ملت بزرگ و آگاه ایران علیه کودتا گران، به مبارزه برای دفاع از اصالت ها و ماهیت اسلامی و مردمسالار نظام ادامه خواهد داد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
۱۸ مرداد ۸۸

۰۹/۸/۵

احمدی‌نژاد یعنی "برلوسکونی ایرانی"

احمدی نژاد قهرمان اسلام‌گرایان فقیر نیست، بلکه یک پوپولیست واقعا فاسد اسلامو-فاشیست است، یک برلوسکونی ایرانی که ترکیب رفتارهای دلقک‌ مآبانه و اقتدارگرایی سیاسی ظالمانه‌اش حتی اکثریت آیت‌الله‌ها را هم معذب می‌کند. نان پخش کردنهای عوام‌فریبانه‌اش به فقرا نباید ما را بفریبد: پشت سراو نه فقط سازمانهای سرکوب‌گر پلیس ودستگاههای بسیار غربی شده روابط عمومی ، بلکه یک طبقه تازه به‌دوران رسیده ثروتمند قوی ایستاده که در نتیجه فساد رژیم به‌وجود آمده است ( سپاه پاسداران ایران نیروی شبه نظامی طبقه کارگر نیست، بلکه نهادی فوق‌العاده فاسد و قدرتمندترین مرکز ثروت در کشور است)
...کروبی عملاً یک اصلاح طلب است، او اساساً نسخه ایرانی از هویتی سیاسی را ارئه می‌دهد که به همه گروهها قول مساعدت می‌دهد. موسوی کاملا با او متفاوت است:‌ نام او مترادف بازدمیدن در رویایی عمومی است که انقلاب خمینی را به پیروزی رساند. حتی اگر این رویا یک "آرمانشهر" بود، باید در آن آرمانشهر اصیل انقلاب را جستجو کرد.
...باید گفت که ما در غرب عملا در حال ورود به دوره پسا-دموکراتیکی هستیم که در آن به انتظار احمدی‌نژاد خودمان نشسته‌ایم. ایتالیایی‌ها اکنون نام او را میدانند: برلوسکونی. سایرین هم در صف منتظرند.
در نوشته ژیژک دو نکته وجود دارد که در تحلیل وضعیت کنونی اهمیت دارد. نخست این که او موسوی را ادامه انقلاب بهمن می‌داند. این نکته چشم‌انداز مردمی جنبش سبز را آشکار می‌کند. تفسیر جنبش سبز به عنوان "بازدمیدن در رویاهای انقلاب 22 بهمن" می‌تواند محور اصلی جهت تبیین هم‌پیمانان جنبش سبز هم باشد. با قبول این نکته می‌توان به وضوح جدایی سبزها از طیف رفسنجانی و بسیاری از طرفداران کروبی را در افق دید.
نکته دوم تیزبینی ژیژک در مقایسه احمدی نژاد با برلوسکونی است که می‌تواند کلید درک بسیاری از سیاست‌های به ظاهر عجیب احمدی‌نژاد باشد.
نسل جدید دیکتاتورها بر خلاف اسلاف خود بیشتر از رسانه تغذیه می‌کنند تا نیروی نظامی. سارکوزی رئیس جمهور فرانسه نیز می‌تواند نمونه دیگری از این گونه اراذل و اوباش است. امور این دیکتاتور‌های مدرن جز با "های و هوی" و خبرسازی‌های کاذب در رسانه‌ها پیش نمی‌رود.
اگر برلوسکونی جمع‌آوری زباله از خیابان‌های یک شهر را به رویدادی رسانه‌ای تبدیل می‌کند یا سارکوزی طلاق و ازدواج خود را، احمدی‌نژاد هم بنا به موقعیت جغرافیایی خویش همین سیاست را به پیش می‌برد. از وعده و وعید به محرومان و مبارزه با فساد گرفته تا شاخ و شانه کشیدن برای اسرائیل و یا موضع گیری‌های عجیب مشایی به طرفداری از همین اسرائیل و یا حتی نصب و عزل خود مشایی... همه به رویداد‌ی جنجالی تبدیل می‌شود تا دستگاه حاکمیت فریب و دروغ احمدی‌نژاد از آن تغذیه ‌‌کند.
این اراذل و اوباش بنا به ماهیت همه سیستم‌های اقتدارگرا با هرگونه نهاد، اعم از دولتی یا مردمی‌اش، سر ستیز دارند. گذشته از این عناد آشکار، اعمال سیاست "رسانه‌ محور" به عنوان ابزار قدرت اثری ویرانگر بر نهاد‌های اجتماعی دارد. حضور دائمی آنان در رسانه‌ها ربطی به مردم سالاری ندارد. زندگی رسانه‌ای این اراذل در خدمت اطلاع رسانی نیست بلکه بر شلوغ کاری، سطحی‌گری و عوامفریبی، جریان سازی‌های دروغین و مهیج بنا می‌گردد و رشد آزاد و طبیعی جامعه را مختل می‌کند.
سیستم مبتنی بر "ایجاد عطش و هیجان سازی کاذب" تنها در صورت تغذیه مداوم و تنها در صورت رشد تصاعدی "هیجان" قابل دوام است.
تاثیر این سیاست در اجتماع عمیق، چند لایه و دراز مدت است. این اوباش در حقیقت جامعه را به طور مداوم به جریان الکتریسیته فشار قوی وصل می‌کنند. شدت ولتاژی که احمدی‌نژاد می‌دهد البته بنا به خرتوخر بودن این مملکت بسیار بالاتر از همتایان اروپایی‌اش است.


______________________________________________________
یک تف گنده
توی صورت کسانی که از زندانی بی‌دفاع اعتراف می‌گیرند!
زندانی بی‌دفاع است. گرفتار در چنگال زندانبان و محصور میان دیوارها. نسبت انسانیت یا حیوانیت هر حکومت در طرز رفتارش با زندانیان آشکار می‌گردد.
دور نیست روزی که متجاوزان به حقوق زندانیان در دادگاهی مردمی محاکمه شوند.