اصلاحطلبي بايد به انجام خويش برسد.
فكر ميكنم نوشتههاي الپر قبل از هر چيز عكسالعمل ناشي از شكست اخير اصلاحطلبي است.
آنان كه از جايگاه قبلي (شركت در حلقه حاكميت) به بيرون انداخته شدهاند، اكنون مجبور به تعريف دوباره جايگاه خويش هستند. اولين قدم در بدست آوردن اين جايگاه مرزبندي با آنان است كه قبلا آنجا (در بيرون از حلقه حاكميت) بودهاند. در غير اين صورت نتيجه حل شدن آنان در اپوزيسيون برانداز (ناتوان و پراكنده) فعلي است.
اين حركت لازم و مبرم است. جنبش اصلاحطلبي حامل بار تجربههاي دودهه اخير اجتماع است، حركتي كه به نظر من اهميت و تاثيرش از تمامي جنبشهاي اجتماعي ديگر تاريخ ما (حتي جنبش مشروطه) مهمتر و عميقتر است.
به مقصد رسيدن اصلاحطلبان به معني به انجام رسيدن بار اين تجارب در جامعه نيز هست. به اين منظور جريان اصلاحطلب حتي پس از خروج از قدرت و قرار گرفتن در موقعيت مشترك با اپوزيسيون بايد حتمن به طور مستقل در جامعه حضور داشته باشد و به راه خودش(!) ادامه دهد.
حركت «تبيين دوبارهي خويش» اصلاحطلبان شانسي براي تبيين و باز شناخت اپوزيسيون براندازاز خويشتن و ارزيابي موقعيت خود نيز ميباشد. اميد به يافتن راهي نو در اين بنبست فعلي كه اپوزيسيون دودهه اخير در چمبرهي آن دست و پا ميزند، بايد بهترين مشوق اپوزيسيون براي اين گونه تلاشهاي اصلاحطلبان باشد. و حتي شايد اين تمايل اصلاحطلبان به تعيين جايگاه مستقل خويش بتواند همچنين به فرصتي براي تمامي جامعه جهت «مروري بر گذشته و درك آنچه كه گذشته و آنچه كه ميآيد» تبديل بشود.
ولي عملي شدن اين شانس بالقوه تنها بستگي به عمق تحليل و درجه صداقت و شجاعت اصلاحطلبان در پيشبرد اين پروسه دارد. راه سادهترو پوپوليستي براي تبيين خويش هميشه تعريف خويش از طريق تعريف و تحليل دشمنان و يا حتي ساختن چنين دشمناني است. اما راه مفيدتر تحليل بيطرفانه علمي وبياغماض است. بهترين تحليلها هم تنها با ديد انتقادي، خصوصا به خويش حاصل ميشود و نه از راه خود مركز بيني و خودشيفتگي.
از اين نظر من هم با علاقه و كنجكاوي نوشتههاي بكر الپر را دنبال ميكنم. و اميدوارم به جاي فرمولبنديهاي پرطرفدار ومردمپسند مثل «زندگي انگلي» بيشتر به تجزيه و تحليل انتقادي حركت اصلاحطلبي بپردازد.
آنان كه از جايگاه قبلي (شركت در حلقه حاكميت) به بيرون انداخته شدهاند، اكنون مجبور به تعريف دوباره جايگاه خويش هستند. اولين قدم در بدست آوردن اين جايگاه مرزبندي با آنان است كه قبلا آنجا (در بيرون از حلقه حاكميت) بودهاند. در غير اين صورت نتيجه حل شدن آنان در اپوزيسيون برانداز (ناتوان و پراكنده) فعلي است.
اين حركت لازم و مبرم است. جنبش اصلاحطلبي حامل بار تجربههاي دودهه اخير اجتماع است، حركتي كه به نظر من اهميت و تاثيرش از تمامي جنبشهاي اجتماعي ديگر تاريخ ما (حتي جنبش مشروطه) مهمتر و عميقتر است.
به مقصد رسيدن اصلاحطلبان به معني به انجام رسيدن بار اين تجارب در جامعه نيز هست. به اين منظور جريان اصلاحطلب حتي پس از خروج از قدرت و قرار گرفتن در موقعيت مشترك با اپوزيسيون بايد حتمن به طور مستقل در جامعه حضور داشته باشد و به راه خودش(!) ادامه دهد.
حركت «تبيين دوبارهي خويش» اصلاحطلبان شانسي براي تبيين و باز شناخت اپوزيسيون براندازاز خويشتن و ارزيابي موقعيت خود نيز ميباشد. اميد به يافتن راهي نو در اين بنبست فعلي كه اپوزيسيون دودهه اخير در چمبرهي آن دست و پا ميزند، بايد بهترين مشوق اپوزيسيون براي اين گونه تلاشهاي اصلاحطلبان باشد. و حتي شايد اين تمايل اصلاحطلبان به تعيين جايگاه مستقل خويش بتواند همچنين به فرصتي براي تمامي جامعه جهت «مروري بر گذشته و درك آنچه كه گذشته و آنچه كه ميآيد» تبديل بشود.
ولي عملي شدن اين شانس بالقوه تنها بستگي به عمق تحليل و درجه صداقت و شجاعت اصلاحطلبان در پيشبرد اين پروسه دارد. راه سادهترو پوپوليستي براي تبيين خويش هميشه تعريف خويش از طريق تعريف و تحليل دشمنان و يا حتي ساختن چنين دشمناني است. اما راه مفيدتر تحليل بيطرفانه علمي وبياغماض است. بهترين تحليلها هم تنها با ديد انتقادي، خصوصا به خويش حاصل ميشود و نه از راه خود مركز بيني و خودشيفتگي.
از اين نظر من هم با علاقه و كنجكاوي نوشتههاي بكر الپر را دنبال ميكنم. و اميدوارم به جاي فرمولبنديهاي پرطرفدار ومردمپسند مثل «زندگي انگلي» بيشتر به تجزيه و تحليل انتقادي حركت اصلاحطلبي بپردازد.
4 - اگر حرفی هست!:
اسد جان
حالا این تجزیه و تحلیل انتقادی حرکت اصلاح طلبی هم طلبش ، حداقل دیگران را تخریب نکند !
چطور تا زمانی که به آرای غیر همفکرانشون برای مجلس و شورای شهر و ریاست جمهوری و غیره احتیاج داشتند ، اسمش را می گذاشتند حمایت های مردمی از اصلاح طلبان. حالا که دیگه در تمام جبهه ها باخته اند و فعلا احتیاجی به آرای دیگران ندارند می خوان راه شون
را جدا کنند !!!؟؟؟
اونهم با این ادبیات ؟ دست پیش را گرفته اند که پس نیافتند؟
سلام نسرين جان،
من هم اميدوارم كه به اينجا برسند. فكر ميكنم در موقعيت فعلياشان خيلي زود به اين نقطه خواهند رسيد :) تو خودت خوب و سرحال هستي؟ خسته نباشي !
سلام اسد جان
مرسی من خوبم ... فقط الان که دوباره این کامنت خودمو خوندم از لحن تندم شرمنده شدم :(
به نظر میاد که حرصمو سر تو خالی کردم در صورتی که چنین قصدی نداشتم .
به هر حال می بخشی !
نه نسرين نازنين، اين چه حرفيه؟ من اصلا همچين برداشتي نكردم خانوم :)
نكنه واقعا سرما خالي كردي و ما دوزاريمون نيفتاد؟ :)))))
ارسال يک نظر
تمامی نظرات در این وبلاگ بدون بازبینی منتشر میشوند.
اما سیستم بلاگاسپات بیشتر از 200 پیام دریک صفحه نشان نمیدهد!
بنابراین برای دیدن نظراتی که پس از 200 نظر اول گذاشته شدهاند صفحه پیامها را به صورت پنجره مجزا (popup) باز کرده و سپس در پایین صفحه گزینه "جدیدتر" یا "جدیدترین" را انتحاب کنید.