در باب کره شمالی

از لج این جماعت غوغاگر هم که شده است دوست دارم بروم کره شمالی و واقعیات جامعهاش را از نزدیک ببینم.
مطمئنم بسیاری از افسانههای وحشتی که در بارهاش شنیدهام دروغ از آب درخواهد آمد. نتیجه پروپاگاندای سیاسی غرب.
نه این که هوادار سیستم سیاسی کره شمالی باشم، نه! ولی قریب به اتفاق کسانی که امروز از دیکتاتوری کره شمالی حرف میزنند، چنان با اطمینان که گویی خود هم اکنون از آنجا برگشتهاند و از همه چیز خبر دارند، در حقیقت به دنبال یک نتیجه گیری خاص هستند:
"پذیرفتن بیچون و چرای غرب به عنوان سیستم سیاسی ایدهآل!"
اما عقل به من میگوید این جا هم چون همیشه راه میانه درست باشد، جایی بین فردیت گوسفندمنشانه در کره شمالی و جامعهای که در آن هرکس گرگ دیگری است در غرب!
موضوع دیگری هم علت علاقه من به آشنایی بیشتر با کره شمالی هست. اکنون سالهاست که این جامعه نمونه دیگری از سازماندهی اجتماعی را تجربه میکند: همبستگی جمعی، چنان که در مورچگان و زنبوران عسل مشاهده میگردد.
اگر در حیطه نمادین حیوانات باقی بمانیم، باید روابط اجتماعی سرمایهداری غربی را به "حیوانات گوشتخوار درنده" تشبیه کنیم।
من حدس میزنم برجسته بودن نقش رهبر در جوامعی چون کره شمالی (همچون ملکه در کندوی عسل) از کارکرد اجتماعی "نهاد رهبری" در سیستم سرچشمه میگیرد تا از کیش شخصیت فرد، آن طور که غربیها میپندارند। این جا در حقیقت "ایندویدالیسم" غربی «همذات پنداری» کرده است.
از این منظر معتقدم مطالعه جامعه کره برای جامعه شناسی که به شعارهای سیاسی سطحی قناعت نمیکند، میتواند دستاوردهای عمیق و بکری به بار بیاورد.
14 - اگر حرفی هست!:
بروید ببینید اگر راهتان دادندو توانستید یک لحظه از شر کسانی که مامور شما خواهند بود رها گردید که در آن صورت بازگشت شما هم با خداست.
اگر عقاید شما از لج بر میاید دیگر من حرفی ندارم.
جملات آخر شماقابل فهم نیست. انسان باید بسیار ویراژ فلسفی بهد تا بتواند مخوفترین دیکتاتوریی زمان ما را مثل شما تعبیر کند.
حکومتی که پس از بیش از شصت سال "سوسیالیم" هنوز نمی تواند شکم مردمش را سیر کند که در آن 1 میلیون نفر از گرسنگی مردند. و بقیه شان به لحاظ سوء تغذیه آنقدر رشد بدنی ناقص دارند که حد اقل قد را برای سربازان 120 سانتیمتر تعیین کردند که بتوانند یک ارتش یک میلیونی بسازند و پسر ایل با 25 سال ژنرال میشود و خواهرش تنها ژنرال چهارستاره. خودش چهار زن داشت و معشوقه های بسیارو در تجملی زندگی میکرد مانند قذافی یا مائو که میگفت همخوابگی با دختران نوجوان عمر را زیاد میکند.
من مطمئن هستم که شما اگر هم ببینید باور نخواهید کرد و خواهید گفت این توطئه امریکا و اسرائیل است.
من مشاهدات بسیاری اهالی کره شمالی را که توانستند از راههای خطرناکی فرار کنند و نیمشان کشته شدند دیده ام و به صداقت خبرنگارانی که با آنها مصاحبه میکردند اطمینان دارم چون شخصیتهای بزرگ انسانی میباشند که توانسته اند بر خلاف شما استقلال فکری خود را حفظ کنند.
من دنبال حقیقت میگردم.
شما دنبال آنچیز میگردید که دلتان میخواهد حقیقت باشد.
شما از تعقل صحبت میفرمائید من از صداقت.
آیا حرفهائی را که میزنید لااقل خود باور دارید؟
آیا فکر کرده اید که این مهملات آخر شما را هم همه سردمداران در ایران هم همه روزه در باره رهبرشان تکرار میکنند؟
مازیار
شما اگر میخواهید زنبور باشید باشید ولی ما میخواهیم انسان باشیم و در باره زندگی خود خود تصمیم بگیریم.
مازیار
دوست ناشناس گرامی،
برای من بیشتر از هرچیز شجاعت در تفکر مهم است.
با تکرار شعارهای نخنمای سیاسی و بازگو کردن مطالب رسانههای جریان اصلی شما خطری نمیکنید ولی به نتیجه جدیدی هم نمیرسید.
باید خطر کرد. مثل آن ماهی سیاه کوچولو، تا از این گندابی که آدمی گرگ آدمی است عبور کنیم و روزی به دریای زلال آدمیت برسیم.
حال در این راه اگر اشتباه هم کردیم و به کوچه بن بستی هم وارد شدیم چه باک؟ شاید جان خود را هم گذاشتیم، همچون همان ماهی سیاه کوچولو.
من راه دیگری نمیشناسم. شما همه دامن نظریات "رسمی" و "بدیهی" را رها کنید تا رها شوید.
آقای مازیار،
من این جا مطلب سیاسی ننوشتهام که شما شعار سیاسی میدهید. تلاشی بود برای تفکر در سوی دیگر...
در ضمن مسئولیت گرسنگی در کره شمالی مستقیما متوجه غرب است!
هر کشوری که تحریم شود به گرسنگی دچار میگردد. در عراق هم دیدیم. نتیجه را در همین ایران خودمان هم خواهیم دید، با تحریمهای ناجوانمردانهای که تصویب شده است...
اگر دنیا صاحب داشت میبایست مسبب این تحریمهای جنایتکارانه را به دادگاه میکشاندند.
راست میگی. مسئولیت گرسنگی در کره شمالی مستقیما متوجه غرب است نه رژیم دیکتاتوری اون و نه چین و روسیه که از دوستان هر دیکتاتوری ی هستند.
چرا کره شمالی و ایران و عراق اینقدر باید بدبخت باشند که با یک تلنگر آمریکا به خاک سیاه میشینن؟ چرا ژاپن و کره جنوبی و اسراییل اینقدر بدبخت نیستند؟ اینها که بقول شما وابسته ترند.
بهتر نیست که کمی بیشتر مطالعه کنید و سواد سیاسی تون رو ببرید بالا؟ اگر چه این حرفها از یک ایرانی که مدام مغزش داره شستشو میشه بعید نیست.
شما که مغزت شستشو نشده لاقل جوش نیار، ابتدا متن را بخوان و بعد جواب بده.
من از کارکرد تحریم گفتم که خودش در حقیقت یک جنگ اعلام نشده است. اگر کره جنوبی و ژاپن هم تحریم بشن دچار گرسنگی میشوند.
در مورد اسرائیل که اصلا احتیاج به تحریم هم نیست. اسرائیل دهنش به کون آمریکا وصله. اون نرینه این از گرسنگی میمیره :)
فقط بودجه نظامی اسرائیل برای ورشکست کردن ده تا کشور مثل اسرائیل کافیه.
در هیبت کنونی و نظام کنونی، اسرائیل کشور نیست، یک غده سرطانی است. یک موجود اشغالگر فاشیست نفرت انگیز.
البته اشتباه نشود، من حق حیات برای اسرائیل قائلم. اما بعد از این که با همسایگانش و بخصوص فلسطینیها که خاکشان را اشغال کرده است آشتی کرد و دلشان را بدست آورد.
والا از کون آمریکا در آن سوی اقیانوس بخورد و در منطقه عربده بکشد، نه!
من تعجب میکنم از لحن شما و کلمات شما.
کسانی که در اینجا کامنت میگذارند بقول معروف ناشناس هستند و اگر هم خطائی بکنند میتوانند خود را در پس ناشناسی مخفی کنند ولی شما صاحب این وبلاگ هستید و به شخصیت شما لطمه میخورد. پیشنهاد میکنم حتی در مقابل انتقادهای تند هم ادب خود را ازدست ندهید.
در درجه دوم من شعار سیاسی ننوشته بودم. زنبور ها حشراتی هستند که از لحاظ ژنتیکی بک زنبور ماده و هزاران هزار نر دارند. این بشر کودن و احمق است که بخاطر تاریخ هزاران ساله استبدادی خویش نام او را ملکه گذاشته است.
زنبوران بدون فکر خود را در یک مکانیسم غریزی قرار میدهند و هیچ زنبوری زنبور همسایه را نمی خورد و همهشان فقط در خدمت تولید نسل (و نه برای تولید عسل برای انسان یا برای ملکه یا کیم ایل سونگ) کار میکنند.
برخلاف آن بشر یک موجود خودخواه و بقول اروپائیان ایندیویدوالیست است و این خاصیت در بسیاری حیوانات هم دیده میشود. این غریزه بشر است و آن را نمیتوان عوض کرد. عیب کمونیسم این است که میخواهد یک انسان دیگر بسازد. از این لحاظ کمونیسم با مذهب هیچ تفاوتی ندارد.
این غریزه بشری معایبی دارد مانند استبداد و کاپیتالیسم و محاسنی دارد مثل نبوغ و فرهنگ و هنر. و همین فرهنگ و هنر است که به ختم استبداد کمک میکند و در نهایت هم منتهی خواهد شد.
شما نشاید که فکر کنید با استبداد میتوان استبداد را از بین برداشت. همین که شما در اینجا حق دارید بنویسید خود فرآورد آزادیهائی است که همین غرب منفور برای جهان آورده است و همین بلوک شرق همیشه سعی میکرد و میکند جلوی آن را بگیرد.
وظیفه سیاست آن است که یک تقسیم عادلانه منافع شخصی را تولید کتد(و عادلانه نه به معنی آن که تنبل و فعال، کودن و باهوش، تحصیل کرده و تحصیل نکرده، زرنگ و بی عرضه یکسان پاداش بگیرند)و نه اینکه مانند سیستم های کمونیستی مانند ماشین چمن زنی همه علف ها را بیک اندازه کوتاه کند.
بلی شما از یک نظر حق دارید. جامعه 99.999 در صدی کره شمالی در واقع جامعه زنبوران است که فقط مانند بردگان کار میکنند بدون اینکه استعداد های انها شکفته شود یا ترقی های علمی صنعتی هنری و فرهنگی بوجود بیاید و حتی شکمشان سیر بشود. زنبوران لااقل خود شکمشان سیر میشود.
کره شمالی بعنوان تنها کشور کمونیت حتی موفق شده است که (شرم آور است) حتی قد مردم این کشور را هم کوتاه کند همانطور که کامنتی قبل از من نشان میدهد.
البته گفته های من باین معنی نیست که این تقسیم عادلانه در غرب وجود دارد. غرب شاید صدها یا هزاران کیلومتر با آن فاصله دارد. مسئله من این است که این باصطلاح کمونیست ها میلیونها کیلومتر با آن فاصله دارند.
از ضمن از شما خواهش میکنم مرا بعنوان رقیب و یا دشمن تصور نفرمائید. من احساس میکنم که شما هم در واقع بدنبال عدالت هستید.
دوستانه عرض میکنم. من اگر حرفی میزنم سرسری نیست. من خود در تعداد زیادی از ان کشور ها بوده ام و روخ های مرده مردم را لمس کرده ام که حتی جرات نمی کنند بشما مسیر بطرف یک میدان یا خیابان را نشان بدهند. هزاران کتاب و مدرک خوانده ام سرخ و زرد و آبی و قهوهای منجمله آنهائی را که شما اینجا و آنجا اشاره میفرمائید.
من هیچ قصد آموزش به شما و شخص دیگری را ندارم و فقط در مورد مطلبی که شما نوشته اید عکس العمل نشان دهم.
تنها چیزی که من را کمی رنج میدهد این است که شما اولا بسادگی از کوره در میروید و ثانیا امکان هیچ تصحیحی را در بعضی از نظریات خود قائل نیستید. جذم جذم هستید.
مازیار
بله درست می گویید. من از این کامنتهای ناشناس به ستوه آمدهام و اگر قرار نبود به زودی وبلاگ نویسی را تعطیل کنم نظرخواهی را مسدود میکردم.
مطلوب این است که خواننده این جا نوشته مرا نقد کند و به بحث دامن بزند. مهم نیست که ما حتما همانند فکر کنیم. بلکه باید بتوانیم با هم دیالوگ داشته باشیم. من به «امر به معروف» زیاد معتقد نیستم. ما میتوانیم نظرات متفاوتی داشته باشیم...
این کامنتهای ناشناس اما جز اسراف وقت و اعصاب چیزی ندارند. نه این که از توهینها ناراحت باشم، نه برعکس مفرح هم هستند. ولی سودی به با نمیآورند.
د برای همینه که میگم سواد سیاسی ات رو ببر بالا.
تحریم رو بارها و بارها هشدار میدن. اعلام میکنن. با کشورهای دیگه مشورت میکنن. بارها به سازمان ملل مراجعه میکنن. فشارهای سیاسی میارن تا بلکه رژیم رو آدم کنن. تا حداقل رژیم دیکتاتوری دلش بحال مردم خودش بسوزه. ولی هر بار اینگونه رژیم ها که خیالپرداز های خوبی هستند به تنها چیزی که توجه ندارن ملت خودشونه.
کره جنوبی و ژاپن و بخصوص اسراییل بسیار خودکفا هستند و کشوری که اونها رو تحریم کنه ضرر بیشتری میبینه. در مورد اسراییل هم شدیدا در اشتباهی. وقتی رییس جمهور آمریکا به اشتباه اعلام کرد که به مرزهای خودش برگرده, نخست وزیر اسراییل به مجلس آمریکا آمد و هم ازش استقبال بیشتری کردند و هم رییس جمهور رو سر جای خودش نشوند و به همه دنیا نشون داد که کی سرتره. حالا خودت بگو کدوم شخصیت جهانی همچین قدرتی رو داره؟
اسراییل از لحاظ تکنولوژی, کشاورزی و سواد اجتماعی در رده های بالای دنیا قرار داره.ببین چندتا دانشمند در سطح جهانی دارن. نصف جوایز نوبل به یهودیان تعلق داره. همین حالاش هم به ایران اسلحه و تکنولوژی میفروشه. کلی مواد کشاورزی و دامداری به ایران میده. اکثر گوشت و مرغهای یخزده از اسراییل وارد میشه.
اسراییل برعکس ایران یک وزنه سیاسی مهم در دنیاست.
اسراییل خاک کسی رو اشغال نکرده. هیچوقت در تاریخ کشوری به اسم فلسطین نبوده. سرزمینی بوده که همیشه دست به دست شده. آخرین بار هم از دست اردن در اومد و اسراییل کنترولش رو بدست گرفت. حالا هم گر چه نمیدونی بدون که کلیه آب و برق و خدمات بهداشتی فلسطینی ها رو اسراییل تامین میکنه. بازی های سیاسی رو ولش کن که هر رهبر عربی از جمله ایران برای خر کردن ملت خودشون از این مسءله کمال سوء استفاده رو میبرن. واقعیت اینه که خیلی خیلی از ایرانیها گول تبلیغات رژیم رو میخورن و شستشوی مغزی میشن اگر نه پس چرا اینهمه سانسور و فیلتر و بگیر و ببند وجود داره؟
در انتها یک کلمه در باره کلمه رهبر:
سیستمهای کمونیستی اگر چه از قهرمانسازی پرهیز میکنند و از لحاظ نظری توده مردم را مهم میشمارند ولی عملا از بزرکترین طرفداران رهبری هستند. رهبران مردم را بهانه کرده و خودخواهانه حکومت میکنند.
رهبری در یک سیستم دموکرات مفهوم ندارد چون دولت تقریبا همه تصمیمات را یا در کابینه یا در مجلس و یا همه پرسی هر چهار پنج سال بصورت آزاد با انتخاب مردم میگذارد حتی انتخاب خودش را.
از طرف دیگر "بزرگترین" رهبران جهان همه در سیستم های توتالیتر بدون انتخاب یا حتی انتخابات نسبتا آزاد بوده اند مانند استالین، مائو، کاسترو، برژنیف، پوتین، هیتلر، موسولینی، تیتو، خمینی، خامنه ای، قذافی.........
شخصیتی مانند چرچیل لکن بعد از پیروزی در جنگ دوم در انتخابات برکنار شد در صورتیکه رهبرانی مانند صدام و ناصر بعد از بزرگترین شکستها سر کار ماندند.
دوست عزیز:
رهبر، پیشوا، مرجع تقلید، صدر، رئیس الجماهیریه، هر چه اسمش را بگذارید حرفی است که دوره اش گذشته است، آبی است مانده و گند زده، مطلبی است منفور.
حسن
بد نیست دست از سر آن چه که گذشته است بردارید و اندکی به زشتیهای جهان که پیش رویتان اتفاق میافتد بپردازید.
مثلا بودجه نظامی نجومی آمریکا در کنار مرگ کودکان آفریقایی از گرسنگی.
یا تجاوزات نظامی این کشور به اقصی نقاط جهان
یا نقد نظام اقتصادی که بر مبنای چپاول بنا شده و معدودی آن قدر جمع میکنند که نمیفهمند چطور کوفتش کنند و اکثریت با کار زیاد و دلهره و هراس زندگیشان را میگذرانند.
جرثومههای "کمونیست ستیز" که شرم نمیکنند و در همین ثروتمندترین کشور دنیا میگویند رایگان شدن بهداشت عمومی به معنای کمونیست بودن اوباما است! تا آمریکایی فقیر به خاطر نداری از موهبت پزشک و دارو محروم کنند.
حقیقت ایت است که نتیجه و باروبر واقعی کمونیست ستیزی این چیزهاست! یعنی گرفتن حق حقوق مردم به بهانه کمونیستی شدن...
شما بهتر است جای این کلی گوییها به نابسامانیهای دوروبرتان بپردازید و سعی کنید در حد خودتان آنها را نقد کنید.
هیتلر زمانه ما جای دیگری نشسته است. در اسرائیل است. در آمریکا است. آن هیتلر که شما دارید باهاش میجنگید هفت کفن پوسانده است و وجود ندارد.
در ضمن خواهشا با یک اسم پیام بگذارید. پیام گذار از روی آیپیاش هم قابل شناسایی است!
ارسال يک نظر
نظرات در این وبلاگ بدون بازبینی منتشر میشوند.
سیستم بلاگاسپات بیشتر از 200 پیام دریک صفحه نشان نمیدهد!
برای دیدن بقیه نظرات باید صفحه پیامها را به صورت پنجره مجزا (popup) باز کرده و سپس در پایین صفحه گزینه "جدیدتر" یا "جدیدترین" را انتخاب نمایید.